X
تبلیغات
*Try Author*

*Try Author*

!!!يک دقيقه سكوت برای روياهای شيرين كودكی،كه هرگز باز نخواهند گشت

موفقیت یعنی...

Dar 4 SAlegi movafaghiyat yani : khis nakardane shalvar ... Dar 12 SAlegi movafaghiyat yani : peyda kardane dOost ... Dar 18 SAlegi movafaghiyat yani : Dashtane GOVAHINAME ... Dar 20 SAlegi movafaghiyat yani : salem boodan... Dar 25 SAlegi movafaghiyat yani :ezdevaj ... Dar 30 SAlegi movafaghiyat yani : Dashtane pOol ... Dar 40 SAlegi movafaghiyat yani : khoob tarbiyat kardane bache ha. Dar 50 SAlegi movafaghiyat yani : servatmand boodan .Dar 70 SAlegi movafaghiyat yani : ezdevaje dobare ... Dar 80 SAlegi movafaghiyat yani Khis nakardane Shalvar!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 19:18  توسط nima  | 

عشق بی فرجام

داستان عشق بی فرجام 

نيمه شب آواره و بي حس و حال در سرم سوداي جامي بي زوال

پرسه اي آغاز كرديم در خيال دل به ياد آورد ايام وصال

از جدايي يك دو سالي مي گذشت يك دو سال از عمررفت و بر نگشت

دل به ياد آورد اول بار را خاطرات اولين ديدار را  

آن نظر بازي آن اسرار را آن دو چشم مست آهو وار را

همچو رازي مبهم و سر بسته بود

چون من از تكرار او هم خسته بود

 آمد و هم آشيان شد با من او همنشين و هم زبان شد با من او  

خسته جان بودم كه جان شد با من او ناتوان بود و توان شد با من او

دامنش شد خوابگاه خستگي اينچنين آغاز شد دلبستگي

واي از آن شب زنده داري تا سحر

واي از آن عمري كه با او شد بسر 
مست او بودم ز دنيا بي خبر دم به دم اين عشق مي شد بيشتر

آمد و در خلوتم دمساز شد گفتگوها بين ما آغاز شد

 گفتمش در عشق پا بر جاست دل گر گشايي چشم دل زيباست دل

گر تو زورق بان شوي درياست دل بي تو شام بي فرداست  

دل دل ز عشق روي تو حيران شده در پي عشق تو سر گردان شده

گفت در عشقت وفادارم بدان من تو را بس دوست مي دارم بدان

شوق وصلت را بسر دارم بدان چون تويي مخمور خمارم بدان

با تو شادي مي شود غم هاي من با تو زيبا مي شود فرداي من  

گفتمش عشقت به دل افزون شده دل ز جادوي رخت افسون شده

جز تو هر يادي به دل مدفون شده عالم از زيباييت مجنون شده

بر لبم بگذاشت لب يعني خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش

در سرم جز عشق او سودا نبود بهر كس جز او در اين دل جا نبود  

ديده جز بر روي او بينا نبود همچو عشق من هيچ گل زيبا نبود

خوبي او شهره ي آفاق بود در نجابت در نكويي طاق بود

 روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختي ما را نداشت

پيش پاي عشق ما سنگي گذاشت بي گمان از مرگ ما پروا نداشت

 آخر اين قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس

يار ما را از جدايي غم نبود در غمش مجنون و عاشق كم نبود

 بر سر پيمان خود محكم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود

با من ديوانه پيمان ساده بست ساده هم آن عهد و پيمان را شكست

بي خبر پيمان ياري را گسست اين خبر ناگاه پشتم را شكست

آن كبوتر عاقبت از بند رست رفت و با دلدار ديگر عهد بست

 با كه گويم او كه هم خون من است خصم جان و تشنه ي خون من است

بخت بد بين وصل او قسمت نشد اين گدا مشمول آن رحمت نشد

آن طلا حاصل به اين قيمت نشد

عاشقان را خوشدلي تقدير نيست با چنين تقدير بد تدبير نيست

از غمش با دود و دم همدم شدم باده نوش غصه ي او من شدم

مست و مخمور و خراب از غم شدم ذره ذره آب گشتم كم شدم

آخر آتش زد دل ديوانه را سوخت بي پروا پر پروانه را

عشق من از من گذشتي خوش گذر بعد از اين حتي تو اسمم را نبر

خاطراتم را تو بيرون كن ز سر ديشب از كف رفت فردا را نگر

آخر اين يكبار از من بشنو پند بر من و بر روزگارم دل مبندم

عاشقي را دير فهميدي چه سود عشق ديرين گسسته تار و پود

گرچه آب رفته باز آيد به رود ماهي بيچاره اما مرده بود

 بعد از اين هم آشيانت هر كس است باش با او ياد تو ما را بس است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 17:45  توسط Emad  | 

کنکوووووووووورمتاهلین

                              سلام به تمام دوستان عزیزم به خصوص آبجی گلم...

شرمندم اگه چندروزی نتونستم سر بزنم کاری برام پیش اومده بود نتونستم بیام نت.......وتنها مطلبی که الان میخوام بگم اینه که از تمام دوستانی که راجع به عکس من وداداش نیمانظر دادن خیلی ممنونم ....ونکته ای که میخواستم بهتون بگم اینه که همون طورکه داداش نیما گفتن لباس وظاهرمون مربوط به همون جایی هست که رفته بودیم نه چیز دیگری......متشکرم از همتون.....

 

                                         امیدوارم ازاین آپ هم لذت ببرید

                                 قربونتون بشم........................بای تا های      


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 15:52  توسط Emad  | 

...عکس نیماوعماد...

7gl968i16w81v8nh9a14.jpg

سلام میکنم به همه ی دوستان قدیم و جدید!مخصوصادوست عزیزم نگار...امیدوارم حال همتون توپ باشه مثل من!!!بالاخره قسمت شد تا شما با چهره نویسندگان این وب آشنا بشین!!!این عکس تو کوه گرفته شده و وضع ظاهریمونو روحسابه چیزه دیگه ای نذارین...قول این عکسو به خیلیا داده بودم اما هیچ کسو خبر نکردم تا ببینم کیا معرفتشون از همه بالاتره...اگه من کم تر از قبل حضور دارم دلیل خاص خودشو داره که بعدا میگم...کسی ازم دلخور نباشه...خب...حرف زیاده و وقت کم...مثل همیشه میگم دوستتون دارمو   =

Pas ta bad…by

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 12:59  توسط nima  | 

!دوست عزیز!

 

دلمان خوش است كه می نويسيم و ديگران می خوانند و عده ای می گويند آه چه زيبا و بعضی اشك می ريزند و بعضی می خندند. دلمان خوش است به لذت های كوتاه، به دروغ هايی كه از راست بودن قشنگ ترند، به اينكه كسی برايمان دل بسوزاند، يا كسی عاشقمان شود، با شاخه گلی دل می بنديم و با جمله ای دل می كنيم. دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشيدن لذتی،واقعا فکر میکنید چه سود است ؟...من که نمیدانم؟؟؟!

 

پیروز و سربلندباشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 16:23  توسط Emad  | 

دوستت دارم؟؟؟؟؟؟؟

                          ........سلامی دوباره به تمامی دوستان و کسانی که مرا


                                             همراهی میکنند.......


        ........امیدوارم این پست هم مثل تمام پست هایی که گذاشتم مورد قبول شما


                                             دوستان عزیز قرار بگیرد.......    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 15:27  توسط Emad  | 

پیام تسلیت

   

 خوانم زخدا که بی مولایم نکند                                              غرق گناهم ولی رهایم نکند

یک خواسته دارم از خدای تو حسین                                    در هر دوجهان از تو جدایم نکند

   

                  (عاشورا وتاسوعای حسینی را به تمام دوستان عزیز تسلیت می گویم )                 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 14:7  توسط Emad  | 

نفرین...!

سلام به تمام دوستان عزیز......خخخخخخخخخخخخخخیلی شرمنده که چند روزی نتونستم سر بزنم ....عید غدیر خم رو به تموم عزیزان تبریک میگم.....

 

داداش نیما وفرزاد هم حالشون خوبه نگران نباشین...... اگه چند روزی سر نزدیم یه مشگلی پیش اومده بود برای هر سه تامون نتونستیم سر بزنیم.......اگه خدا بخواد داره حل میشه...... بازم شرمنده

 

 

                        راستی من(آقا عماد به دنبال یه آبجی میگردم کسی هست)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر 1389ساعت 17:48  توسط Emad  | 

مغازه ی شوهر فروشی!

مغازه ی شوهر فروشی

یک مغازه شوهر فروشی در نیویورک باز شده که خانمها میتوانند به آنجا رفته و برای خود شوهری تهیه کنند
در تابلوی راهنمای مقابل درب ورودی از جمله، مطالب ذیل نوشته شده
"شما در طول عمرتان فقط یکبار میتوانید از این محل دیدن کنید
اینجا شش طبقه است و ارزش محصولات هر طبقه بالایی. بیشتر از طبقه پائینی است
شما میتوانید فقط یک محصول از یکی. از طبقات انتخاب کنید و یا به طبقه بالایی. بروید
شما نمیتوانید به طبقات پایینی برگردید ولی. میتوانید از هر طبقه که خواستید از فروشگاه خارج شوید"

خانمی را که تازه وارد فرشگاه شده در نظر گرفته و با او همراه می.شویم.
او به طبقه اول میرود
که در تابلو ورودی آنجا نوشته: این مردن دارای شغل ثابت هستند.
مردان بنظرش جالب میایند ولی. تصمیم می.گیرد طبقه بالا را هم ببیند
او به طبقه دوم میرود
اینجا نوشته: این مردان دارای شغل ثابت هستند و بچه.ها را دوست دارند
با خودش میگه خیلی. خوبه ولی من بیشتر میخوام و به طبقه سوم میره
اینجا نوشته شده: این مردان شغل ثابت دارند و بچه.ها را دوست دارند و بسیار خوش قیافه هستند
نگاهی به مردان میندازه میگه وای خدای من ولی احساس میکنه که باید بره طبقه چهارم
که آنجا نوشته: این مردان شغل ثابت دارند بسیار خوش تیپ و قیافه هستند عاشق بچه.ها هستند
و به کار های خانه علاقمندند
خانم اینجا رو هم میبینه و میگه واااای خدای من کمک کن
دیگه نمیتونم خودمو نگهدارم ولی. ناخود آگاه میره طبقه پنجم
که اینجا نوشته: این مردان شغل ثابت دارند عاشق بچه.ها هستند فوق آلعاده خوش بر و رو هستند شدیدا به کارهای خانه علاقمندند و مردانی رمانتیک میباشند
دیگه آنچنان وسوسه شده که نمیتونه صرف نظر کنه ولی. باز ناخود آگاه میره طبقه ششم!
که اینجا روی یک تابلوی دیجیتال نوشته: شما بازدید کننده شماره ۳۱۴۵۶۰۱۲ از این طبقه هستید
اینجا هیچ مردی وجود ندارد این طبقه فقط برای این است که ثابت کنیم که زنها را بهیچ وجه نمیتوان
راضی نمود از بازدیدتان از فروشگاه شوهر سپاسگزاریم!
اطلاعیه: صاحب فروشگاه شوهر مورد انتقاد قرار گرفته بود که چرا تبعیض جنسی. قائل شده
که برای رفع این اتهام فروشگاه دیگری برای انتخاب زن در همان نزدیکی. گشود و نتایج زیر بدست آمد:
زنهای طبقه اول به مسائل جنسی. علاقمندند!
زنهای طبقه دوّم به مسائل جنسی. خیلی. علاقمندند و ثروتمندند!
طبقات سوّم،چهارم، پنجم و ششم تا بحال بازدید کننده نداشته...!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 19:42  توسط farzad  | 

عشق چیست؟

 

گفته های من(عماد)

سلام به تمام دختران گل.....من برخلاف داداش فرزاد طرفدار شما هستم وبافرزاد می خوام مبارزه کنم وبهش بفهمونم که دنیا دست کیه....هیچ میدونی فرزاد اگه همین زن ها نباشند یک روز نمیتونی زندگی کنی ....اصلا زندگی بدون زن معنی ای نداره.... اصلا تو از عشق چیزی میفهمی .....اصلا تو تابه حال عاشق شدی معلومه که نشدی اگه شده بودی میفهمیدی چی می گم وبه خاطر همین با تو رقابت می کنیم وشکستت میدیم .....راستی داداش نیما توچی طرف ما هستی یا طرف فرزاد راستشو بگو که کدوم طرفی هستی .....من از این به بعد پست های عاشقانه وزیبایی برای شمادوستان عزیز دارم ....پس تا بعد قربونتون برم ....بای


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 17:8  توسط Emad  |